محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

125

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كس مؤمنى را به اشتباه كشت بايد بنده مؤمنى را آزاد كند و . . . » « 1 » و نيز : « و به كسى كه نزد شما [ اظهار ] اسلام مىكند مگوييد تو مؤمن نيستى . » « 2 » مفسران آيه اخير را در شأن برخى از صحابه دانسته‌اند كه مردى در برابر آنها شهادتين را گفت ، ولى آنان تصور كردند كه او به دروغ و براى فرار از كشته شدن ، چنين كرده است و در نتيجه او را كشتند . « 3 » كاربرد ايمان در اين موارد به اين معنا است كه لوازم ايمان مانند حرمت خون و جواز ازدواج و قواعد ارث و . . . بر اين افراد جارى است و اما ايمان حقيقى و واقعى بايد همراه عمل

--> ( 1 ) . وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ نساء / 4 : 92 . ( 2 ) . وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ نساء / 4 : 94 . ( 3 ) . مفسران در شأن نزول اين آيه و همچنين مصداق قاتل و مقتول اختلاف كرده‌اند . برخى گفته‌اند : آيه درباره اسامة بن زيد است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به سرزمين غطفان فرستاد . خبر به قبيله غطفان رسيد و آنان فرار كردند و مردى از آنان به نام مرداس بن مهيك از قبيله‌اش عقب ماند . وى هنگامى كه اسامه و سربازانش را ديد ، ترسيد و گوسفندانش را به درون غارى برد و سپس به استقبال سربازان آمد و به آنان سلام كرد و شهادتين را گفت . اما اسامه به او حمله كرد و او را كشت و مالش را ربود . جبرئيل خبر را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به هنگام بازگشت سربازان ، اسامه را بازخواست كرد و فرمود : من تا زمانى به جهاد فرمان داده شده‌ام كه مردم « لا إله الا اللّه » بگويند ؛ پس چون آن را گفتند ، خون و مالشان بر من حرام شده و حسابرسى آنان با خدا خواهد بود . برخى نيز اين را در شأن محلم بن جثامة دانسته‌اند كه عامر بن أضبط أشجعى را كشت . اقوال ديگرى نيز گفته شده است . نك : تفسير فخر الرازى : 11 / 3 ؛ مستدرك الوسائل : 16 / 79 ؛ الكشاف للزمخشرى : 1 / 551 ؛ تفسير قمى : 1 / 148 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 851 ؛ التبيان : 3 / 296 ؛ صحيح بخارى : 5 / 182 ؛ صحيح ترمذى : 4 / 307 ح 5021 ؛ سنن أبى داود : 2 / 244 ح 3974 ؛ السنن الكبرى : 9 / 115 ؛ مجمع الزوائد : 7 / 8 ؛ فتح البارى : 8 / 194 ؛ أسباب نزول الآيات ، واحدى : 115 ؛ المصنف ابن أبى شيبة : 6 / 577 ح 9 ؛ الاصابة : 6 / 60 ؛ اسد الغابة : 4 / 208 ؛ تاريخ دمشق : 27 / 334 و 60 / 172 ؛ الدر المنثور : 2 / 200 ؛ تفسير القرطبى : 5 / 338 ؛ زاد المسير لابن الجوزى : 2 / 174 .